مقدمه:

خانواده به عنوان هسته بنیادین و کانون اصلی شکل‌گیری تمدن اسلامی، همواره نیازمند الگویی جامع و عملی برای دستیابی به کمال و تعالی است. در این میان، سیره عملی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به عنوان کامل‌ترین و متعالی‌ترین الگوی زن مسلمان، می‌تواند راهنمای بی‌بدیلی برای تحقق این آرمان مقدس باشد. ایشان نه تنها به عنوان یک شخصیت قدسی، بلکه به عنوان یک همسر و مدیر خانواده، سرمشقی زنده و قابل اقتدا هستند.
 
این مقاله با بررسی عمیق و نظام‌مند سیره فاطمی در عرصه همسرداری، در پی تبیین اصول و راهبردهایی است که می‌تواند روابط خانوادگی را از سطح تعاملات معمولی به سطوح متعالی روحی و اخلاقی ارتقا دهد. محوریت اصلی بحث بر جنبه‌های کاربردی و قابل اجرای این سیره در زندگی معاصر استوار است، به گونه‌ای که بتواند پاسخگوی نیازهای پیچیده خانواده امروز باشد.
 
مباحث مطرح شده در این پژوهش، طیفی گسترده از موضوعات را در بر می‌گیرد که از احترام متقابل و تقسیم عادلانه مسئولیت‌ها آغاز شده و تا مفاهیم عمیقی همچون عفت اجتماعی، ابراز محبت و توجه به حقوق همسایه امتداد می‌یابد. این گستره وسیع، به خوبی نشان‌دهنده نگاه جامع و همه‌جانبه سیره فاطمی به تمامی ابعاد زندگی خانوادگی است.
 
در نهایت، ارائه "الگوی همسرداری فاطمی" به عنوان راهکاری بنیادین برای تحکیم نهاد خانواده و ارتقای کیفیت روابط زناشویی مد نظر است. این الگوی ارزشمند می‌تواند پاسخی شایسته به نیازهای عاطفی، اخلاقی و اجتماعی نسل امروز باشد و سیمای واقعی یک زندگی خانوادگی موفق و الهی را به تصویر کشد.
 

 سبک زندگی فاطمی در همسرداری: از تعامل تا تعالی

1- بحران طلاق و ضرورت بازگشت به الگوهای اخلاقی

1-1. طلاق به مثابه یک چالش فرهنگی-اجتماعی
مسئله طلاق و روند فزاینده آن در جامعه معاصر، به یکی از نگران‌کننده‌ترین چالش‌های فرهنگی و اجتماعی برای آینده کشور تبدیل شده است.
 
 این پدیده، تنها یک جدایی فیزیکی نیست، بلکه به عنوان یک زلزله خاموش، بنیان‌های خانواده را هدف قرار داده و پیامدهای مخرب گسترده‌ای را به همراه دارد.
 
از جمله این پیامدهای عمیق و چندلایه می‌توان به گسترش اعتیاد، شیوع فساد اخلاقی در سطوح مختلف جامعه، و کاهش محسوس سطح دینداری و پایبندی به ارزش‌های سنتی اشاره کرد. این آثار، زنجیره‌ای از مشکلات را ایجاد می‌کنند که امنیت روانی و اجتماعی جامعه را به طور جدی تهدید می‌نماید.
 
1-2. هشدارهای مراجع تقلید و داده‌های آماری
مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با درک عمق این بحران، به صراحت افزایش نرخ طلاق را نه به عنوان یک اتفاق ساده آماری، بلکه به عنوان یک «معضل جدی در سبک زندگی امروز ما» مورد تأکید و تحلیل قرار داده‌اند [1].
 
 شواهد عینی و داده‌های کمّی منتشرشده توسط مراجع رسمی، این هشدارها را به خوبی تأیید می‌کنند. آمارهای رسمی مرکز آمار ایران به وضوح حاکی از آن است که در دهه اخیر، درصد وقوع طلاق با شیبی تند و نگران‌کننده افزایش یافته است.
 
این روند در کلان‌شهرها بحرانی‌تر به نظر می‌رسد، به طوری که در این مناطق، از هر سه ازدواج ثبت‌شده، یکی به متارکه و طلاق منجر می‌شود. طبق آخرین داده‌های مقایسه‌ای بین‌المللی، متأسفانه ایران در رتبه‌بندی جهانی، جایگاه چهارم را از نظر نرخ طلاق در جهان به خود اختصاص داده است.
 
1-3. واکاوی آماری: از ازدواج‌های کوتاه‌مدت تا طلاق در جوانی
این آمار به خودی خود، زنگ خطری برای تمام نهادهای فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود. برای درک بهتر عمق فاجعه، می‌توان به آمارهای جزئی‌تر توجه کرد؛ برای مثال، در شش ماه نخست سال ۱۳۹۴، تعداد ۱۱,۰۳۹ ازدواج وجود داشته که کمتر از یک سال به طول انجامیده و به طلاق انجامیده‌اند.
 
 این رقم نشان‌دهنده آن است که بسیاری از زندگی‌های مشترک، حتی از مرحله ماه عسل و سال‌های اولیه عبور نمی‌کنند. تحلیل جمعیت‌شناختی این آمار نیز نکات قابل تأملی را آشکار می‌سازد.
 
برخلاف تصور رایج، بیشتر طلاق‌ها مربوط به زوج‌هایی است که با یکدیگر اختلاف سنی محسوسی ندارند (زوج‌های هم سن). به عنوان نمونه، در سال ۹۰ حدود ۱۱٪ از طلاق‌ها مربوط به این دسته از زوج‌ها بوده است.
 
همچنین، کانون بیشتر طلاق‌ها در پنج سال گذشته، بر گروه سنی جوان‌تر متمرکز بوده است (مردان با سن ۲۵ تا ۲۹ سال و زنان با سن ۲۰ تا ۲۴ سال).
 
 این موضوع نشان می‌دهد که بحران، دامن نسل جوان را که باید مولد و پایدار باشند، به شدت گرفته است. بحران در استان‌های بزرگی مانند تهران و البرز حتی جدی‌تر است، به طوری که در این مناطق، آمار به ازای هر ۲.۳ ازدواج، یک طلاق به ثبت رسیده است [2].
 
1-4. نتیجه‌گیری مقدمه: ضرورت یافتن راهکارهای ریشه‌ای
با عنایت به این آمارهای هشداردهنده و تحلیل روندهای موجود، به وضوح به این نتیجه‌گیری کلیدی می‌رسیم که برای حفظ استحکام خانواده و ایمن‌سازی این نهاد بنیادین در برابر تهدیدات، باید به طور جدی و عالمانه به دنبال راهکارهای ریشه‌ای و مانا بود که سبب کاهش پایدار نرخ طلاق شود.
 
1-5. علت‌یابی بحران: عدم تعامل سازنده به عنوان محور اصلی
در این میان، به جرأت می‌توان ادعا کرد که علت عمده و بنیادین اکثر طلاق‌ها، نه مسائل مالی یا بیرونی، بلکه «عدم تعامل مناسب و سازنده بین زوجین» است. این شکاف ارتباطی و رفتاری، سبب می‌شود درک درست و متقابلی از شخصیت، نیازها و انتظارات یکدیگر شکل نگیرد و این سوءتفاهم و خلأ عاطفی، در نهایت به طلاق و جدایی عاطفی یا قانونی ختم می‌گردد.
 
1-6. راه حل کلیدی: بازگشت به بایسته‌های اخلاقی و ارائه پرسش‌های پژوهش
در دنیای امروز که تفسیر نادرست از «اختیارات فردی» گاه سبب سلب آزادی‌های مشروع دیگران شده و قاعدتاً مزاحم حریم اختیار اطرافیان می‌شود، به نظر می‌رسد آنچه می‌تواند سبب استحکام اجتماع در مقیاس کلان و خانواده در مقیاس خرد گردد، توجه جدی و بازگشت به «بایسته‌های اخلاقی» در تعامل بین انسان‌ها و به طور خاص در این مقاله، در بین همسران است.
 
 بنابراین، پرسش‌های محوری این پژوهش شکل می‌گیرند: چه بایسته‌های اخلاقی باید از سوی زن و شوهر رعایت شود تا ضامن گرمی و پایداری کانون خانواده باشد؟ این بایسته‌های اخلاقی در روابط همسران دقیقاً چه مصادیقی دارد؟
 
و به عنوان الگوی بی‌بدیل، اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در روابط همسران چگونه تعامل می‌کردند و چه میراثی از سیره عملی خود به جا گذاشته‌اند؟
 

2. بایسته‌های اخلاقی در همسرداری فاطمی: اقناع اندیشه و تحریک احساس

در کانون خانواده، رعایت بایسته‌های اخلاقی نه تنها ضامن بقا، بلکه عامل شکوفایی و تعالی روابط است. مهم‌ترین این بایسته‌ها که می‌تواند هم اندیشه را قانع کند و هم احساس را برانگیزد، در سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه در زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تجلی یافته است.
 
2-1. احترام متقابل: سنگ بنای کانون خانواده
احترام به همسر نقشی بسزایی در ایجاد صفا و صمیمیت در کانون خانواده ایفا می‌کند. این احترام متقابل، فضایی سرشار از امنیت و محبت ایجاد می‌نماید که نه تنها رابطه زوجین را استحکام می‌بخشد، بلکه به عنوان اصلی‌ترین بستر تربیت، تأثیر فراوان و غیرقابل انکاری بر پرورش روانی و اخلاقی فرزندان دارد. مادری که در خانه، عزیز باشد و مورد تکریم شوهرش قرار گیرد، با روحی‌ای سرشار از عاطفه، آرامش و احساس شخصیت، فرزندان را تربیت خواهد نمود.
 
نمونه متعالی این رفتار را در سیره عملی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در مواجهه با حضرت زهرا (سلام الله علیها) مشاهده می‌کنیم.
 
پس از رحلت رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله)، هنگامی که "فدک" را به ناحق از حضرت زهرا (سلام الله علیها) گرفتند، ایشان با دل‌اندوهی عمیق، شکوه خود را نزد همسرش، امیرالمؤمنین (علیه السلام) برد [3]. در این موقعیت حساس، امام علی (علیه السلام) با لحنی سراسر احترام، مملو از مهر و حکمت، همسر مهربانش را دلداری داد و فرمود:
 
«لَا وَیْلَ لَکِ بَلِ الْوَیْلُ لِشَانِئِکِ ثُمَّ نَهْنِهِی عَنْ وَجْدِکِ یَا ابْنَةَ الصَّفْوَةِ وَ بَقِیَّةَ النُّبُوَّةِ فَمَا وَنَیْتُ عَنْ دِینِی وَ لَا أَخْطَأْتُ مَقْدُورِی فَإِنْ کُنْتِ تُرِیدِینَ الْبُلْغَةَ فَرِزْقُکِ مَضْمُونٌ وَ کَفِیلُکِ مَأْمُونٌ وَ مَا أُعِدَّ لَکِ أَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْکِ فَاحْتَسِبِی اللَّهَ» [4].
 
برخورد متین و احترام‌آمیز امام چنان تأثیر عمیقی بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) گذاشت که ایشان آرامش یافت و با بیان «حَسْبِیَ اللَّهُ»، نشان داد که احترام و دلداری منطقی همسر، می‌تواند تلخ‌ترین مصیبت‌ها را تحمل‌پذیر کند.
 
2-2. تکریم در گفتار: تجلی عینی احترام
این احترام متقابل، به زیبایی در گفتار و خطاب‌های آن دو بزرگوار نیز مشهود است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) همواره نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد.
 
گاهی وی را با کنیه «ابوالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (ابن عم) وی را ندا می‌داد. در حدیث شریف کساء، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در پاسخ سلام
 
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «و بر تو باد سلام ای اباالحسن و ای امیرمؤمنان». این گونه نقل نام و خطاب احترام‌آمیز، یکی از نکات اصلی و ظریف در رابطه زوجین است که همواره حرمت و شخصیت طرف مقابل را زنده نگاه می‌دارد.این سیره نبوی و علوی، در زندگی فرزندان خلف حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز به وضوح قابل مشاهده است.
 
همسر بزرگوار امام خمینی (قدس سره) در مورد نحوه برخورد ایشان می‌گویند: «حضرت امام به من خیلی احترام می‌گذاشتند و خیلی اهمیت می‌دادند.
 
 هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی‌زدند ... امام حتی در اوج عصبانیت هرگز بی‌احترامی و اسائه ادب نمی‌کردند. (امام در هنگام ناهار یا شام) غذا را شروع نمی‌کردند؛ به بچه ها هم می‌گفتند: صبر کنید تا خانم بیایند» [5]. این رفتار، نشان از نهادینه شدن عمیق فرهنگ احترام در تمام لحظات زندگی دارد.
 
2-3. احترام عملی: از استقبال تا احساس مسئولیت
همسر شهید مطهری (ره) نیز خاطره‌ای گویا از این منش اخلاقی نقل می‌کنند: «یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزی با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکی‌های سحر بود که به خانه رسیدم.
 
 وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچه ها خواب هستند، ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند.
 
دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرد... بعد از سلام و علیک، وقتی آقا دیدند بچه ها هنوز خوابند، با تأثر به من گفتند: می ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید» [6].
 
 این رفتار، فراتر از یک استقبال ساده است؛ این تجلی "احترام فعال" است که با نگرانی برای آینده و آسایش همسر همراه شده و عمق دلبستگی و مسئولیت‌پذیری را نشان می‌دهد. این گونه رفتارها، احساس ارزشمندی و امنیت روانی را در همسر به وجود می‌آورد و پیوند عاطفی را تا بالاترین حد ممکن تقویت می‌کند.
 

3. تقسیم کار و همکاری در امور خانه: الگویی برای نشاط خانواده

3-1. تقسیم کار متعادل: اساس خوشبختی خانواده
از مسائل اساسی و تأثیرگذار در زندگی مشترک، که نقش مستقیمی در خوشبختی، آرامش و نشاط خانواده ایفا می‌کند، چگونگی تأمین نیازهای زندگی و انجام کارهای خانه است.
 
وقتی زوجین با درک متقابل و مسئولیت‌پذیری، وظایف خود را به خوبی و بر اساس یک تقسیم کار عادلانه انجام دهند، فضای خانه از صفا و صمیمیت و همدلی سرشار خواهد شد و از بروز بسیاری از تنش‌های ناشی از احساس بار مسئولیت ناعادلانه جلوگیری می‌شود. این تعادل، مانع از خستگی مفرط یک طرف و احساس بیهودگی طرف دیگر شده و کرامت انسانی هر دو همسر را در چارچوب خانواده حفظ می‌کند.
 
3-2. سیره نبوی: تعیین حدود مسئولیت‌ها با حکمت
الگوی کاربردی و هماهنگ در این زمینه، از سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و خانواده وحی به دست می‌آید. نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به طور مشخص، کارهای درون خانه را بر عهده حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گذاشت و کارهای بیرون خانه را به عهده حضرت علی (علیه السلام) سپرد.
 
 این تقسیم کار که با ویژگی‌های فطری و روانی هر یک از زوجین هماهنگی دارد، موجب رضایت عمیق حضرت زهرا (سلام الله علیها) شد، چنان که ایشان می‌فرمایند: «جز خدا کسی نمی داند که من چه اندازه خوشحال شدم از اینکه کارهای درون خانه به من واگذار شد و از کارهای بیرون خانه و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم» [7].
 
 این خوشحالی، تنها به دلیل سبک شدن بار مسئولیت نبود، بلکه نشان‌دهنده عمق حکمتی است که در این تقسیم‌بندی نهفته است؛ حکمتی که حریم عفت و آرامش زن را در نظر گرفته و او را از مواجهه با موقعیت‌های دشوار اجتماعی آن زمان معاف می‌دارد.
 
3-3. الگوی عملی حضرت زهرا و حضرت علی (علیهما السلام) در تقسیم وظایف
این تقسیم‌بندی در عمل به چه صورت بود؟ امام باقر (علیه السلام) در توضیح این شیوه زندگی می‌فرمایند: «فاطمه (سلام الله علیها) در خانه علی (علیه السلام) کارِ خانه؛ خمیر کردن، نان پختن و نظافت را به عهده گرفت. علی (علیه السلام) نیز کارهای بیرون خانه را، مانند آوردن هیزم و تهیه مواد خوراکی به عهده داشت» [8].
 
این روایت به وضوح نشان می‌دهد که تقسیم کار، نه یک امر تصادفی، بلکه بر اساس یک برنامه‌ریزی دقیق و مورد قبول طرفین بوده است. این مدل، الگویی کلاسیک و در عین حال بسیار کارآمد را ارائه می‌دهد که در آن، هر یک از زوجین در حیطه مسئولیت خود به ایفای نقش می‌پردازند و این امر، باعث نظم، مدیریت بهینه و جلوگیری از تداخل وظایف می‌شود.
 
3-4. همکاری فراتر از چارچوب: نقش مکمل‌گری زوجین در عمل
نکته بسیار زیبا و آموزنده در این الگو، عبور از چارچوب‌های خشک و ورود به عرصه "همکاری و مکمل‌گری" است. از برخی روایات استفاده می‌شود که حضرت علی (علیه السلام) با وجود مسئولیت اصلی در امور بیرون، بعضی اوقات در کارهای داخل خانه، مانند تهیه آرد و آسیاب کردن نیز به همسرش کمک می‌کرده‌اند.
 
 اوج این همکاری و محبت متقابل در صحنه‌ای تاریخی به تصویر کشیده شده است. روایت شده روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خانه علی (علیه السلام) وارد شد و دید دختر و دامادش با محبتی بی‌نظیر در کنار هم نشسته و با همکاری یکدیگر به آرد کردن «جو» مشغول‌اند.
 
پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به آنان فرمود: «اَیُّکُما اَعیی»؛ (کدام یک از شما خسته‌تر هستید تا من به جای او نشسته، کارش را انجام دهم؟).
 
حضرت علی (علیه السلام) با بزرگواری فرمود: ای رسول خدا! دخترت فاطمه، خسته‌تر است. در این هنگام، آن حضرت کنار دامادش نشست و با هم به دستاس کردن مشغول شدند [9].
 
 این واقعه، علاوه بر نشان دادن ساده‌زیستی و عدم تکبر اهل بیت (علیهم السلام)، سه درس بزرگ دارد: اول، اهمیت همکاری حتی در ساده‌ترین کارها که نماد انس و الفت است؛ دوم، لزوم توجه به زحمات و خستگی‌های طرف مقابل و پیشی گرفتن در ابراز محبت؛ و سوم، تشویق و مشارکت مستقیم پیامبر که نشان از اهمیت فوق‌العاده این رفتار در نگاه اسلام دارد.
 
3-5. ارزش معنوی خدمت به همسر: از نگاه تاویل
در تبیین جایگاه والای خدمت زن به شوهر در این چارچوب خانوادگی، سخن امام صادق (علیه السلام) بسنده است که می‌فرمایند:
«مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِی زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهَا مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِیَامٍ نَهَارُهَا وَ قِیَامٍ لَیْلُهَا وَ یَبْنِی اللَّهُ لَهَا بِکُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقِی زَوْجَهَا مَدِینَةً فِی الْجَنَّةِ وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّینَ خَطِیئَة» [10].
 
(هر زنی که به شوهرش مقداری آب دهد، برای او بهتر از عبادت یک سال است که روزهایش روزه باشد و شب‌هایش عبادت کند و خداوند به جای هر مقدار آبی که به شوهرش بنوشاند، شهری در بهشت برایش می‌سازد و شصت گناهش را می‌آمرزد.)
 
این حدیث شریف به خوبی نشان می‌دهد که چگونه انجام وظایف معمولی خانگی، وقتی در چارچوب رضایت خدا و خدمت به خانواده باشد، می‌تواند به عبادتی تبدیل شود که از بسیاری از عبادات مستحبِ دیگر، پرثواب‌تر است. این نگاه، به کارهای خانه قداست می‌بخشد و آن را از سطح امور پیش پاافتاده به سطح یک "عبادت اجتماعی" ارتقا می‌دهد.
 
3-6. تداوم سیره فاطمی در عصر حاضر
جالب است که این سیره حتی در ساده‌ترین موارد نیز توسط فرزندان راستین اهل بیت (علیهم السلام) تداوم یافته است. همان گونه که در بخش پیشین نیز اشاره شد، همسر شهید مطهری (ره) نقل می‌کند که ایشان با وجود اشتغالات فکری و علمی بسیار، حتی در تهیه چای و آماده کردن پذیرایی برای همسرشان پس از سفر، مشارکت می‌کردند [11].
 
 این امر نشان می‌دهد الگوی همکاری در کارهای خانه، منحصر به زمان خاصی نیست و در هر عصر و شرایطی، ضامن صمیمیت و استحکام خانواده است.
 

4. آراستگی برای همسر: پیوند فطرت و اخلاق

4-1. زیبایی‌طلبی؛ خاستگاهی فطری در خدمت تحکیم خانواده
اسلام به عنوان دین هماهنگ با فطرت انسانی، به نیازهای عاطفی و روانی افراد توجهی ویژه دارد. یکی از این نیازهای ریشه‌دار در نهاد بشر، "زیبایی‌طلبی" است.
 
 اسلام با درک این غریزه طبیعی، آن را در مسیری صحیح و سازنده هدایت نموده و به زن و شوهر سفارش می‌کند که خود را برای یکدیگر بیارایند و با ظاهری جذاب و آراسته، در حفظ و تقویت محبت و کشش متقابل بکوشند.
 
 این عمل، نه یک کار سطحی، بلکه نوعی احترام به طرف مقابل و توجه به نیازهای روانی اوست که به گرمی و طراوت کانون خانواده می‌انجامد.
 
4-2. سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام): الگویی برای هر دو جنس
این توصیه، منحصر به یک جنس نیست و مردان نیز به آن مکلف هستند. در سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) نمونه‌های متعددی از این اهتمام دیده می‌شود.
 
 گزارش شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای شب عروسی حضرت زهرا (سلام الله علیها) دستور دادند عطرهایی خوشبو تهیه کنند و آن حضرت نیز همواره در محیط خانه معطر بودند [12].
 
این توجه به آراستگی، اختصاصی به زنان ندارد. "حسن بن جهم" از دوستان امام کاظم (علیه السلام) روایت می‌کند: آن حضرت را دیدم که موهایش را خضاب کرده است. با تعجب پرسیدم: فدایت شوم، شما هم خضاب می‌کنید؟!
 
حضرت در پاسخ فرمودند: «آری، اصلاح و مرتّب بودن وضع [مرد]، بر عفّت زنان می‌افزاید. زنانی بودند که پاکدامنی را رها کردند به این دلیل که شوهرانشان اصلاح و مرتّب بودن خود را رها کردند.»
 
سپس فرمودند: «دوست داری همسرت را در حالی همانند حال خودت که خود را آراسته ننموده‌ای، ببینی؟» گفتم: نه! فرمود: «او نیز چنین است [یعنی او نیز دوست ندارد تو را ناآراسته ببیند].»
 
و در پایان این قاعده کلی را بیان فرمودند: «نظافت و استعمال بوی خوش و اصلاح مو، از اخلاق پیامبران است» [13]. این روایت به روشنی نشان می‌دهد که آراستگی مرد، نه تنها یک امر شخصی، بلکه عاملی برای حفظ حریم خانواده و سلامت اخلاقی جامعه است.
 
4-3. تبیین فلسفه آراستگی: پاسخ امام باقر (علیه السلام) به یک شبهه
گاهی ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا این توجه به ظاهر و زیبایی، با زهد و ساده‌زیستی منافات ندارد؟ "حکم بن عتیبه" یکی از یاران امام باقر (علیه السلام) با همین پرسش ذهنی مواجه شد هنگامی که خدمت حضرت رسید و ایشان را در خانه‌ای زیبا و آراسته و با لباسی رنگین و زیبا دید.
 
 او که شگفت‌زده شده بود، نگاهش بین خانه و لباس حضرت در حرکت بود. امام (علیه السلام) با درک حالت او فرمودند: این حالت چطور است؟ حکم با جرات گفت: این لباس، مربوط به افراد نوجوان است (یعنی شایسته مقام شما نیست).
 
حضرت در پاسخ فرمودند: «ای حکم! چه کسی زینت‌ها و چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای بندگانش آفریده است، حرام کرده؟ این‌ها از چیزهایی است که خداوند برای بندگانش آفریده است.»
 
سپس به دلیل منطقی این آراستگی اشاره کردند و فرمودند: «اما این خانه که مشاهده می‌کنی مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج کرده‌ام. لباسی که مشاهده می‌کنی و همچنین حضور من در این خانه، به خاطر همین موضوع است» [14].
 
 این بیان، به زیبایی نشان می‌دهد که آراستگی و بهره‌گیری از نعمت‌های حلال الهی، نه تنها مذموم نیست، بلکه در موقعیت‌های خاص مانند آغاز زندگی مشترک، یک "تکلیف عاطفی" و "حق همسر" محسوب می‌شود.
 
4-4. آراستگی زن؛ حقی برای شوهر و وظیفه‌ای برای زن
در تکمیل این بحث، بر مسئولیت ویژه زن در این زمینه نیز تأکید شده است. روایت شده زنی درباره حقوق مرد بر زن از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید. ایشان در پاسخ فرمودند:
 
«عَلَیْهَا أَنْ تَطَیَّبَ بِأَطْیَبِ طِیبِهَا وَ تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِیَابِهَا وَ تَزَیَّنَ بِأَحْسَنِ زِینَتِهَا» [15].(بر زن است که برای شوهرش خوشبوترین عطرهایش را بزند و قشنگ‌ترین لباس‌هایش را بپوشد و از زیباترین زینت‌هایش استفاده کند.)
 
این حدیث، آراستگی را نه یک عمل اختیاری، بلکه یک "تکلیف" و "حق" می‌داند که زن در قبال شوهرش بر عهده دارد. انجام این وظیفه، نقش انکارناپذیری در ایجاد و حفظ محبت و جلوگیری از سردی روابط دارد.
 
ارجاع جایمانده از بخش قبل:
همچنین، در ادامه مباحث پیشین درباره ارزش خدمت، یادآوری می‌شود که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِی زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ ...» که ثواب آن بهتر از عبادت یک سال است [16]. این حدیث نیز در کنار مباحث آراستگی، بر اهمیت توجه زن به خواسته‌ها و رفاه شوهر تأکید دارد.
 

5. گذشت و مدارا؛ کلید رهایی از بن‌بستهای زندگی

5-1. ضرورت گذشت در زندگی مشترک
زندگی مشترک، مسیر طولانی و مشترکی است که دو انسان با سلایق، عادات و روحیات مختلف در آن قدم می‌گذارند. طبیعی است که در طول این مسیر، لغزش‌ها، اشتباهات و سوءتفاهم‌هایی رخ دهد. اگر سرزنش و توبیخ به رویه‌ای عادی تبدیل شود، زندگی به جهنمی از ناراحتی‌ها بدل خواهد شد.
 
بنابراین، لازمه تداوم و صفای زندگی، "بردباری" و "گذشت" از خطاهای یکدیگر است. زن و شوهر باید در برابر کلمات تند که گاه در اثر خستگی یا فشارهای روحی از طرف مقابل صادر می‌شود، سعه صدر داشته باشند و با یک گفتگوی محبت‌آمیز و خونسردی، طرف مقابل را از چرخه منفی خارج نمایند.
 
5-2. سیره معصومان (علیهم السلام) در نادیده گرفتن خطاهای همسر
الگوی رفتاری معصومان (علیهم السلام) در این زمینه بسیار آموزنده است. آنان با وجود جایگاه رفیع معنوی، با همسران خود با بزرگواری و گذشت رفتار می‌کردند. "اسحاق بن عمار" از امام صادق (علیه السلام) پرسید: حقّ زن بر مرد چیست که با انجام آن‌ها انسان، «نیکوکار» محسوب شود؟
 
امام (علیه السلام) در پاسخ، سه وظیفه اصلی را برمی‌شمرند: «خوراک و پوشاک او را فراهم نماید و اگر خطایی از او سر زد، از او بگذرد.»
 
سپس برای تأکید بر این امر، به نمونه عینی اشاره می‌فرمایند: «پدرم امام باقر (علیه السلام) همسری داشت که به او آزار می‌رساند؛ ولی پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار می‌داد» [17]. این روایت به وضوح نشان می‌دهد که گذشت از آزارهای همسر، نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه بخشی از "حقوق" او و نشانه "نیکوکاری" مرد است.
 
5-3. توصیه امیرالمؤمنین (علیه السلام): مدارا، رمز باصفا شدن زندگی
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در کلامی گوهربار، فرمولی کلیدی برای زندگی باصفا ارائه می‌دهند:«فَدَارِهَا عَلَی کُلِ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِیَصْفُوَ عَیْشُکَ» [18].(همیشه با همسرت مدارا کن و با او به نیکی هم‌نشینی کن تا زندگی‌ات باصفا شود.)
 
کلمه «مدارا» که در این حدیث آمده، مفهومی فراتر از تحمل ساده دارد. مدارا به معنای "چربش و نرمش در رفتار"، "سنجیدن شرایط" و "ورزیدگی در مدیریت رابطه" است. این توصیه حکیمانه، تضمین می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط، کدورتی پایدار در رابطه ایجاد نشده و راه برای بازگشت به آرامش همواره باز بماند.
 

6. اطاعت و همراهی؛ جلوه‌ای از مدیریت عاطفی خانواده

6-1. اطاعت؛ حق متقابل و ضامن نظم عاطفی
 
در منظومه خانواده اسلامی، "اطاعت" نه به معنای رابطه ارباب و بنده، بلکه به عنوان یک اصل تنظیم‌کننده و ایجاد کننده نظم و آرامش تعریف شده است. این مفهوم، در کنار مسئولیت‌های سنگین مرد در تأمین معاش و حفظ کرامت زن، به عنوان حقی متقابل مطرح می‌شود که ثبات و مدیریت بحران‌های درون‌خانوادگی را تسهیل می‌کند.
6-2. تبیین حقوق در کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله)
 
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در بیانی جامع، حدود این حق را مشخص می‌فرمایند:«إِنَ لِلرَّجُلِ حَقّاً عَلَی امْرَأَتِهِ إِذَا دَعَاهَا تُرْضِیهِ وَ إِذَا أَمَرَهَا لَا تَعْصِیهِ وَ لَا تُجَاوِبُهُ بِالْخِلَافِ وَ لَا تُخَالِفُه» [19].

(مرد حقی بر زنش دارد [و آن حق این است که] چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و پاسخ مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد.)

این حدیث شریف بر چند محور کلیدی تأکید دارد: اول، پاسخگویی به نیازهای عاطفی و روانی شوهر؛ دوم، عمل به دستورات در چارچوب شرع؛ سوم، پرهیز از زبان مخالف و جروبحث‌های بی‌ثمر؛ و چهارم، همراهی عملی که باعث تقویت وحدت در تصمیم‌گیری‌ها می‌شود.

6-3. سعادت زن در سایه تکریم و فرمانبرداری
 امام صادق (علیه السلام) نیز در بیانی دیگر، زن سعادتمند را این گونه معرفی می‌فرمایند:«سَعِیدَةٌ سَعِیدَةٌ امْرَأَةٌ تُکْرِمُ زَوْجَهَا وَ لَا تُؤْذِیهِ وَ تُطِیعُهُ فِی جَمِیعِ أَحْوَالِه» [20].(خوشا به سعادت و خوشا به سعادت آن زنی باد که شوهرش را بزرگ دارد و به او آزار نرساند و همیشه از شوهرش فرمان بری کند.)

در این روایت، "تکریم" به عنوان پیش‌نیاز "اطاعت" مطرح شده است. یعنی فرمانبرداری زمانی ارزشمند و سعادت‌آفرین است که از چاه تحقیر و ترس بیرون نیاید، بلکه از سرچشمه احترام و بزرگداشت بجوشد. ترکیب «تُکْرِمُ» و «تُطِیعُ» نشان می‌دهد که این فرمانبرداری، یک انتخاب آگاهانه و مبتنی بر عشق و احترام است.

6-4. الگوی زن برتر از نگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله)
 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در ترسیم الگوی متعالی از یک همسر، می‌فرمایند:«خَیرُ الِنساءِ التِی تَسُرُهُ اذا نَظَرَ وَ تُطِیعُهُ اِذا اَمَرَ و لا تُخالِفُهُ فِی نَفِسها وَ لا مَالِها بِمَا یُکرِهُ» [21].(بهترین زنان آن است که وقتی مرد به او نگاه کند مسرور شود و وقتی به او فرمان دهد اطاعت کند و با تن و مال خود بر خلاف رضای شوهر کاری نکند.)
 
این حدیث، سه ویژگی کلیدی را برمی‌شمارد:
1.ایجاد شادی بصری و عاطفی: آراستگی و نشاطی که با نگاه کردن به همسر، موجب مسرت او می‌شود.
2.فرمانبرداری عملی: عمل به دستورات در چارچوب رضایت خداوند.
4.حفظ حریم مال و نفس: این بند به طور خاص بر وفاداری و حفظ شرافت در تمام ابعاد اشاره دارد.
 
6-5. تجلی ناب اطاعت در سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها)
نمونه اعلای این خصایل را در زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مشاهده می‌کنیم. در ماجرای تلخ هجوم به خانه ایشان و مصدوم شدنشان، وقتی حضرت علی (علیه السلام) به دلیل مصالحی از ایشان خواستند تا به دو نفر اجازه ورود دهند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) با وجود تمام جریحه‌دار شدن احساساتش، با کمال عزت و حکمت فرمودند:
 
«الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُکَ فَافْعَلْ مَا تَشَاء» [22].(خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه می خواهی انجام بده.)
این جمله، اوج "اطاعت آگاهانه" و "همراهی متعالی" است. ایشان نه تنها مخالفت نکردند، بلکه با یادآوری جایگاه مرد به عنوان مدیر خانه و جایگاه خود به عنوان همسر، تمام اختیار را به او سپردند. این رفتار، از یک سو نشان‌دهنده اعتماد کامل ایشان به حکمت امام علی (علیه السلام) و از سوی دیگر، تجلی عملی همان "حق مرد" است که در روایات پیشین به آن اشاره شد.
 
6-6. نتیجه طبیعی اطاعت متقابل: زندگی عاری از خشم و کینه
ثمره این سطح از همراهی و اطاعت دوسویه، زندگی‌ای سراسر آرامش و صفا است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در توصیف رابطه خود با حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند:«قسم به خدا! من فاطمه (سلام الله علیها) را هرگز خشمگین و مجبور به کاری نکردم، او هم هیچ گاه مرا خشمگین و از دستورم سرپیچی نکرد» [23].
 
این جمله، تصویری از یک بهشت زمینی را ترسیم می‌کند که در آن، نه زنی از دستور شوهرش سرپیچی می‌کند و نه مردی همسرش را به اجبار وامیدارد. این همان تعادل و هماهنگی است که وقتی "اطاعت" از سر محبت و "رهبری" از سر مهر باشد، محقق می‌شود.
 

7. ابراز محبت؛ روح حیات بخش کانون خانواده

7-1. رابطه متقابل نشاط زن و محبت مرد
صفا و شادابی کانون خانواده، حلقه‌ای به هم پیوسته است که گردش آن به حضور بانشاط یک «زن» وابسته است. این نشاط و سرزندگی زن، به نوبه خود، مستقیماً به محبت و توجه عاطفی «مرد» گره خورده است.
 
 این رابطه دوسویه، چرخه‌ای مثبت ایجاد می‌کند که در آن، ابراز محبت مرد، موجب نشاط زن شده و نشاط زن، فضای خانه را برای همه اعضا، به ویژه برای خود مرد، شاداب و قابل تحمل می‌سازد.
 
7-2. پیوند محبت به اهل بیت (علیهم السلام) با محبت به همسر
امام صادق (علیه السلام) در بیان بسیار ژرفی، محبت به همسر را نشانه‌ای از محبت واقعی به خاندان عصمت و طهارت می‌دانند:«کُلُ مَنِ اشْتَدَّ لَنَا حُبّاً اشْتَدَّ لِلنِّسَاءِ حُبّاً» [24].(هر کس بیشتر دوستدار ما باشد، به زن ها [همسرش] نیز بیشتر دوستی می‌کند.)
 
این روایت به روشنی نشان می‌دهد که محبت به همسر، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه تجلی و نتیجه طبیعی محبت به اهل بیت (علیهم السلام) است. کسی که ادعای عشق به معصومین (علیهم السلام) را دارد، باید این عشق را در عملی‌ترین عرصه زندگی، یعنی در رابطه با همسرش، به نمایش بگذارد.
 
7-3. تأثیر جادوی کلام؛ «دوستت دارم»
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) با بیانی گویا به تأثیر شگفت‌انگیز ابراز محبت می‌پردازند:«قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً» [25].(سخن مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود.)
 
این حدیث شریف بر قدرت کلام و تأثیر ماندگار آن تأکید دارد. عبارت ساده «دوستت دارم» نه یک عبارت تشریفاتی، بلکهبذر است که در عمیق‌ترین لایه‌های روان زن کاشته شده و تا همیشه در خاطره عاطفی او باقی می‌ماند و در شرایط دشوار، همچون عاملی تسکین‌بخش عمل می‌کند.
 
7-4. الگوی عملی امام خمینی (ره) در ابراز محبت
این سیره در زندگی شخصیت‌های برجسته تاریخ اسلام به وضوح دیده می‌شود. خانم فریده مصطفوی، دختر امام خمینی (ره)، به رفتاری از پدرشان اشاره می‌کند که خود نمونه‌ای عینی از این آموزه‌هاست:«هیچ وقت ما ندیدیم ایشان [امام] به خانم بگویند "فلان کار را انجام بده" و یا حتی "یک چای برای من بریز"... خیلی به ایشان [مادرم] اظهار محبت و علاقه می‌کردند و مقید بودند این اظهار محبت و علاقه را جلوی ما فرزندان هم علنی کنند» [26].
 
این رفتار امام (ره) چند درس بزرگ در خود دارد:

پرهیز از امر و نهی مستقیم: که موجب حفظ کرامت و عزت نفس همسر می‌شود.
ابراز محبت فعال: به جای انتظار کشیدن برای دریافت محبت، خود پیشگام ابراز عواطف بودند.
 
علنی کردن محبت: این کار نه تنها باعث خدشه‌دار شدن شخصیت مرد نمی‌شود، بلکه ضمن گرم کردن فضای خانواده، درس عملی محبت و احترام را به فرزندان می‌آموزد.
 
7-5. زن به عنوان غنیمت و عاشق شوهر
امام رضا (علیه السلام) در طبقه‌بندی ارزشمند زنان، والاترین جایگاه را به همسری می‌دهند که محور رابطه‌اش با شوهر، عشق و محبت باشد:«وَ اعْلَمْ أَنَ النِّسَاءَ شَتَّی فَمِنْهُنَّ الْغَنِیمَةُ وَ الْغَرَامَةُ وَ هِیَ الْمُتَحَبِّبَةُ لِزَوْجِهَا وَ الْعَاشِقَةُ لَه» [27].
 
(بدان که زنان گوناگونند، برخی از آنان دستاوردی گران‌بها و تاوان [رنج‌های آدمی] هستند و این زن کسی است که به شوهرش محبت می‌کند و عاشق اوست.)
 
در این بیان، زنِ عاشق و محبت‌کننده، نه یک بار، بلکه یک «غنیمت» و دستاوردی ارزشمند توصیف شده است. این عشق و محبت متقابل، زندگی را از حالت رنج و تکلیف محض خارج کرده و به آن روح و معنا می‌بخشد. چنین رابطه‌ای است که می‌تواند سخت‌ترین شرایط را تحمل‌پذیر و زندگی را شیرین کند.
 

8. عفت و حیا؛ زینت وجود و سرمایه اجتماعی

8-1. عفت: تجلی باطنی تقوا و ایمان
عفت و حیا، نیرویی کنترل‌گر و زاییده از باطن انسان است که او را از فروافتادن در ورطه گناه و ناشایستی بازمی‌دارد. در منظومه معارف دینی، عفت نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه از ملزومات تقوا و نشانه‌ای راسخ از ایمان شمرده شده است.
 
 این ویژگی، چونان زرهی محکم، حریم شخصیت فرد و به تبع آن، سلامت جامعه را از گزند تهاجم شهوات و نگاه‌های آلوده محافظت می‌کند.

8-2. فاطمه (سلام الله علیها): تجسم عینی عفت در عرصه عمل
 حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در میدان عفت و حیا، چنان نمونه و اسوه بودند که سرشت پاک او از دوران کودکی، تجلی‌گر این فضیلت بود.
 
گزارش تاریخی گویایی از چگونگی خروج ایشان از خانه برای احقاق حق خویش (فدک) نقل شده است: «هی لاثت خمارها علی رأسها واشتملت بجلبابها تطأ ذیولها»؛ او روسری بر سر داشت و در چادر خود [به گونه‌ای] فرو رفته بود که انتهای چادرش زیر پایش می‌ماند [28].
 
 این توصیف، تصویری کاملاً عینی از حجاب برتر و مبتنی بر عفت را به نمایش می‌گذارد که حتی در اوج مبارزه و اعتراض نیز رعایت شده است.
 
8-3. پاسخ حکیمانه: بهترین چیز برای زن از زبان فاطمه (سلام الله علیها)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) روایت می‌کنند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از اصحاب پرسیدند: «چه چیزی برای زن نیکوتر است؟» همگان از پاسخ درماندند.
 
 وقتی پیامبر همین پرسش را از فاطمه (سلام الله علیها) پرسیدند، ایشان پاسخ دادند: «بهترین و نیکوترین چیز برای زن این است که هرگز در معرض دید نامحرم واقع نشود، نه مرد نامحرم او را ببیند نه او مرد نامحرم را ببیند.»
 
 زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) این پاسخ را شنیدند، بسیار خشنود شدند و فرمودند: «پاسخ درستی داده است، او پاره تن من است» [29].
 
 این پاسخ، در حقیقت فلسفه حجاب را تبیین می‌کند: ایجاد یک حریم امن برای زن، به دور از نگاه‌های آلوده و نیز مصون ماندن خود از دیدن مناظر نامطلوب.
 
8-4. درس‌های کاربردی برای جامعه معاصر
اگر بانوان جامعه تنها همین یک آموزه را از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرابگیرند، عفت و حیا در پوشش که در جامعه امروز، به ویژه در برخی شهرها کم‌رنگ شده است، دوباره احیا خواهد شد.
 
باید دانست که ایمان و تقوای واقعی در سایه عفت فردی و اجتماعی تأمین می‌شود. این درس، مختص زنان نیست؛ چه مردان و چه زنان، همگی باید در عفت نگاه، رفتار و پوشش، از فاطمه (سلام الله علیها) سرمشق بگیرند [30]. احیای این فرهنگ، جامعه را از بسیاری از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی مصون می‌دارد.
 
9. دعا برای همسایه؛ از فرهنگ گمشده تا سیره فاطمی
9-1. مرام فراموش‌شده همسایه‌داری
در گذشته‌ای نه‌چندان دور، پیوندهای اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در قبال همسایگان، بخشی زنده و پویا از فرهنگ جامعه بود. به گونه‌ای که وقتی همسایه‌ای بیمار می‌شد، دیگران خود را در قبال او مسئول می‌دیدند؛ یکی کارهای خانه را انجام می‌داد، دیگری به نظافت و آشپزی می‌پرداخت و همگی به عیادتش می‌شتافتند.
 
 این همبستگی، سرمایه اجتماعی جامعه را تقویت می‌کرد. متأسفانه با پیچیده‌تر شدن زندگی مدرن، گویی این جلوه‌های ناب دین و انسانیت، رنگ باخته است.
 
9-2. سفارش ویژه حضرت زهرا (سلام الله علیها) به همسایه
در نقطه مقابل این فراموشی، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سفارشی ویژه به حفظ حرمت و حقوق همسایه داشتند. ایشان همسایه‌داری را تنها به کمک‌های مادی محدود نمی‌دانستند، بلکه آن را تا سطحی والا و معنوی ارتقا دادند.
 
9-3. الگوی دعا در سیره فاطمی: تقدم همسایه بر خود
امام کاظم (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می‌کنند:«کانَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) إِذَا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنَاتِ وَ لاَ تَدْعُو لِنَفْسِهَا فَقِیلَ لَهَا یا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ (ص) إِنَّک تَدْعِینَ لِلنَّاسِ وَ لاَ تَدْعِینَ لِنَفْسِک فَقَالَتِ اَلْجَارَ ثُمَّ اَلْدَّارَ» [31].
 
(هرگاه فاطمه (سلام الله علیها) دعا می‌کرد، برای مردان و زنان مؤمن دعا می‌نمود و برای خودش دعایی نمی‌کرد. به ایشان گفته شد: ای دختر رسول خدا! شما برای مردم دعا می‌کنی، چرا برای خودت دعا نمی‌کنی؟ فرمود: [اول] همسایه، سپس [اهل] خانه.)
 
این روایت، اوج ایثار و دیگراندیشی را در وجود مبارک حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نشان می‌دهد. قاعده طلایی «الجار ثم الدار» (همسایه سپس خانه) که از سوی ایشان تبیین شده، می‌تواند به عنوان یک منشور اخلاقی-اجتماعی، راهگشای تعاملات امروزی ما با همسایگان باشد. این سیره که محبت و دغدغه برای دیگران، حتی بر نیازهای شخصی اولویت دارد.
 
نتیجه‌گیری:
الگوی همسرداری فاطمی به عنوان جامع‌ترین نظام رفتاری در حوزه خانواده، راهکاری اساسی برای تحکیم بنیان خانواده ارائه می‌دهد. سیره عملی حضرت زهرا(سلام الله علیها) نشان می‌دهد که سعادت خانواده در گرو رعایت اصول اخلاقی و رفتاری است. احترام متقابل، تقسیم عادلانه مسئولیت‌ها و همکاری در امور خانه، از ارکان اصلی این الگو به شمار می‌رود.
 
آراستگی برای همسر، گذشت از خطاها و اطاعت آگاهانه، دیگر مؤلفه‌های این نظام رفتاری هستند. ابراز محبت دائمی و عفت ورزی، روح حیات بخش این الگوی جامع می‌باشد. توجه به حقوق همسایه و گسترش دایره محبت به جامعه، بعد اجتماعی این سبک زندگی است.
 
الگوی فاطمی با ترکیب این عناصر، خانواده را به محیطی امن و پرنشاط تبدیل می‌کند. این سبک زندگی پاسخی جامع به نیازهای عاطفی و معنوی انسان معاصر است. به کارگیری این الگو می‌تواند خانواده را از آسیب‌های فردی و اجتماعی مصون نگه دارد.
 
در نهایت، تمسک به سیره فاطمی، راه نجات خانواده‌ها از چالش‌های کنونی است. این الگو قادر است خانواده‌هایی پایدار، شاد و متعالی را به ارمغان آورد.
 
پی نوشت ها:
 [1] ۲۳/۷/۱۳۹۱؛ بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی.
[2] سایت مرکز آمار ایران؛ http://amar.org.ir.
[3] بحار الانوار، ج 29، ص 312.
[4] الاحتجاج، ج 1، ص 134.
[5] پا به پای آفتاب، ج 1، صص: 92 و 97.
[6] سرگذشت های ویژه، ج 2، صص: 108 تا 111.
[7] وسائل الشّیعه، ج 14، ص: 123.
[8] مستدرک الوسائل، ج 2، ص: 551.
[9] بحارالانوار، ج 43، ص: 50.
[10] وسائل الشیعة، ج 20، ص: 172.
[11] سرگذشت های ویژه، ج 2، صص: 108 تا 111.
[12] بحارالانوار، ج 43، ص: 50.
[13] وسائل الشیعه، ج 14، ص: 183.
[14] الکافی، ج 6، ص: 446، ح 1.
[15] الکافی، ج 5، ص: 508.
[16] وسائل الشیعة، ج 20، ص: 172.
[17] الکافی، ج 6، ص: 510.
[18] من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص: 556.
[19] مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 14، ص: 243.
[20] وسائل الشیعة، ج 16، ص: 280.
[21] نهج الفصاحة، ص: 469.
[22] کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج 2، ص: 869.
[23] کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج 1، ص: 363.
[24] وسائل الشیعة، ج 20، ص: 24.
[25] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 5، ص: 569.
[26] پا به پای آفتاب، ج 1، صص: 92 و 97.
[27] الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، ص: 234.
[28] طبرسی، الاحتجاج، ج 1، قم: اسوه، 1413، ص 253.
[29] قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج 2، ص 215.
[30] امیرعلی حسنلو، پوشش در سیره معصومان، قم: پژوهشگاه فرهنگ و علوم، 1392.
[31] شیخ صدوق، علل الشرائع، ج2، ص182.
 
منبع:
تحریریه راسخون